مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
369
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
بومهين ( رجفه ) و آواز فرو ريختن ( هدّه ) و آتش و بادهاى سخت ، ويران شدهاند و خداى تعالى - از پس آن امتها و نسلها كه هيچ كس جز خداى شمار آنان نمىداند - آدمى را آفريد كه اهل اين عالمى كه ما از آن هستيم و در آن ، از نسل او انتشار يافتهاند . و خداى تعالى به آدم دانش آثار علوى و سفلى را آموخت و آن سخن خداى است كه : « و در آموخت خداى آدم را نامها ، همه . » ( 2 : 31 ) يعنى نام ستارگان سرگردان كه تركيب آن را خداى تعالى چنان آفريده است كه در اين جهان مؤثر است ، پس آدم دانست كه فرزندانش چه سختيها و دشواريها در پيش دارند و ايشان را برحذر داشت و جايگاه را بر ايشان آشكار كرد تا بدانها پناه برند و از بلايايى كه در عناصر ، همچون آتش و آب روى مىدهد و نيز ديگر گونههاى تباهى ، رهايى يابند . گويد : و هرمس هرامسه - كه همان اخنوخ يعنى ادريس پيامبر است ( ع ) - به روزگارى دراز پيش از آدم بوده است و در صعيد اعلى و صعيد نزديك به اسكندريه منزل داشته [ و مردم به هنگام طوفان ] بدانجا پناه مىبردهاند تا از غرق در امان بمانند و طوفان و آتش و گياه ، بارها ، اينان را تباه كرده است . [ 1 ] در كتاب او ( ابن عبد الله قسرى ) چنين يافتم و كتابهاى خداى تعالى و اخبار پيامبران راستتر و درستتر سخنى است كه در اين باره گفتهاند ، اگر با روايت اهل اسلام و اهل كتاب موافق باشد ما بدان قايليم و گرنه در حدّ جواز و امكان پذيرفتنى است . هم او گويد : و چه بسيارها قران و اجتماع كواكب مايهء ويرانى آبادانيها و آبادانى ويرانيها شده است تا بدانجا كه درياها به صحراى خشك بدل گرديده و صحراهاى خشك به دريا و چه بسيار كاريزها و چاهها و چشمهها و رودخانهها كه آب در آنها فروكش كرده و سرزمينهايى قفر و تهى شده است و چه بسيارها كه در بيابانى قفر چشمهها برجوشيده و مسكونى شده است و مردمنشين . و آنچه را در مدت يك عمر و دو عمر و سه عمر ، نتوان ديد ، نبايد حكم به بطلان آن كرد همان گونه كه در بيابانهاى دراز ميان شام و بلاد يونانيان ديده مىشود از آثار كهن و بنيادهاى فرو ريخته كه گياه و جانور و آب در آن معدوم شده است . گذشته از آنها ، آنچه در اقليم خودمان ، به چشم مىبينيم كه قبل از مفازهء سجستان وجود دارد از آثار بناها و شهرها و قريهها و دكانها و رستاقها و بازارها [ 2 ] . [ مؤلف ] گويد : و يكى از مجوس بر من چنين قرائت كرد كه اين مفازهها پيش از
--> [ 1 ] متن افتادگى دارد . [ 2 ] اصل : « و الدكاكين و رساتيق الاسواق . »